صفحه اصلی >> مقالات >> زنان و مشارکت ها >> نقش و کارکرد زنان در عرصه ی سیاست و مدیریت اجتماعی

نقش و کارکرد زنان در عرصه ی سیاست و مدیریت اجتماعی

سیاست جامعه ی اسلامی بر اساس مصالح دنیوی و اخروی است و امام و حاکم اسلامی برای تحقق این مهم اقدام می نمایند. از صدر اسلام تا کنون تنها در دوره ی پیامبر اعظم (ص) و پنج سال از امامت امیرالمؤمنین(ع) و اندکی از دوران امام حسن(ع)، حکومت در دست امامان(ع) معصوم بوده و این امر موجب شده است تا امامان معصوم (ع) نتوانند احکام و موازین اسلامی را به طور کامل به اجرا درآورند.
هرچند امر رسالت به عهده ی مردان نهاده شده است اما مسئولیت درون جامعه ی اسلامی بر عهده ی همه ی زنان و مردان بوده و این از صدر اسلام در جامعه ی اسلامی مشهود است.
حمایت از دین وظیفه ی عمومی است که در تمامی ادیان مشهود است و نقش زنان در کنار انبیای الهی از جمله مسائلی است که در قرآن بدان اشاره شده است و برای نمونه، آسیه همسر فرعون و حضرت مریم (ع) را مثال می زند.(۱)
آیات قرآن، سه نمونه را که در پرورش حضرت موسی (ع) دخیل بوده اند، نام برده است که عبارتند از: مادر و خواهر موسی(ع) که در شرایط سخت بحرانی موسی (ع) را به دستور الهی به آب انداختند و با زیرکی دایه گی او را پذیرفتند و آسیه، همسر فرعون.
فرعون هر فرزند پسر را سر می برید – با شجاعت از فرعون خواست تا او را نکشد و به فرزندی بگیرند. این سه زن در شرایط دشوار آن دوران به مبارزه ی سیاسی با فرعون پرداختند.(۲)
در مقابل ، زنانی نیز به مقابله با پیامبران برخواستند و نه تنها با ایشان همکاری نکردند ، بلکه خیانت ورزیدند.(۳)
حضور زنان در صحنه ی سیاست هم چنان ادامه می یابد و پس از ظهور اسلام نیز به خوبی مشاهده می شود حضرت زهرا(س) در حمایت سیاسی از امیرالمؤمنین علی (ع)، شبان گاهان با همسر و فرزندانش به در خانه ی مهاجرین و انصار می رفت و از آنان کمک و یاری می طلبید.(۴)
هم چنین حضرت زینب(ع) در حمایت از امام حسین(ع) سه کار مهم را به عهده گرفت.(۵)
۱. حمایت از رهبر خود، امام حسین(ع) و پس از شهادت ایشان، امام سجاد (ع)؛
۲- محافظت از یتیمان و سرپرستی از ایشان؛
۳- رساندن پیام امام و شهیدان در کوفه و شام با بیانات کوبنده و پر محتوا.
اسلام، زنانی در دامن خود پرورید که نه تنها صحنه ی سیاسی را ترک نکردند، بلکه همواره به حمایت از اسلام برخواستند و در مقابل دست گاه ستمگر ایستادگی نمودند.
در دوران معاصر که حکومت های ستم گر غربی برای سلطه بر کشورهای اسلامی، شعار جدایی دین از سیاست سر داده اند، نه تنها مردان، بلکه زنان مسلمان در ایران نشان دادند که تک تک آن ها، نقش به سزایی در حکومت های اسلامی دارند.
امام خمینی (ره) در بیانات خود به مردان و زنان برای دخالت در امور سیاسی چنین فرمودند:
«باید همه ی زن ها و مردها در مسائل اجتماعی، در مسائل سیاسی، وارد باشند و ناظر باشند؛ هم به مجلس ناظر باشند هم به کارهای دولت ناظر باشند، اظهار نظر بکنند.
سیاست اسلامی که بر اساس مصالح دنیوی و اخروی نباشد، در مقابل سیاست دنیای کنونی غرب قرار دارد زیرا سیاست آن ها سیاستی شیطانی است که برای رسیدن به اهداف سیاسی از هیچ دروغی و نیرنگی نمی ورزند و برای رسیدن به هدف از هر وسیله ایی بهره می جویند.»(۶)
دنیای غرب با تمام تناقضاتی که دارد، یک جبهه ی سیاسی وسیع علیه اسلام به کار بسته و از تمام وسائل و امکانات خود در این راه بهره جسته است. در مقابل این همه امکانات، دنیای اسلام باید با نیروی ایمان، جهاد و آگاهی سیاسی، از دشمن پیشی گیرد و یکی از وظایف دنیای اسلام در این زمینه، آماده سازی برای انقلاب امام عصر (عج)است. زنان در صحنه ی سیاسی، با پرهیزگاری می توانند زمینه ساز حکومت جهانی امام عصر(عج) باشند. از جمله حضور آنان در صحنه های مختلف انقلاب اسلامی عبارت است از : تظاهرات علیه استکبار، حضور در انتخابات، تأیید رهبری و مسئولین، امر به معروف و نهی از منکر، آمادگی های دفاعی و… است.
حضور زنان در مسندهای سیاسی در صورتی که مخالف با شئون اسلامی نباشد و برای پیش برد اهداف اسلامی باشد، می تواند زمینه ساز تبیین جای گاه صحیح زنان در اجتماع شود.
بدون تردید این حقیقت نیازمند استدلال و دلیل نیست که تاریخ ایران، حاکی از نهضت هایی است که رکن اصلی آن را زنان تشکیل داده اند. از قیام سید جمال اسد آبادی به بعد شاهد جنبش های مردمی تنباکو، مشروطیت ، ملی شدن صنعت نفت و ۱۵ خرداد بودیم و حضور زنان در این میان مشهود است.
تاریخ ایران نشان می دهد که سرگذشت زن ایرانی، همواره با انقلاب و حرکت های ظلم ستیزانه پیوند خورده است.
انقلاب اسلامی ، در میان تجربه های پیشین، برجستگی بارزی دارد، چرا که زنان، فضای بی فرهنگی عصر استبداد را حس کرده و گزینش الگوی مناسب رفتاری و شخصیتی را به دست آورده بودند.
امام خمینی(ره)، تأثیر گذاری بر حرکت و مشارکت سیاسی زنان را، بیش از آن می دانستند که در ظاهر به چشم می خورد، ایشان طی سخنانی خطاب به بانوان اظهار داشتند:
«شما زنان در آتیه، برای مملکت ما پشتوانه هستید. زنان، پیش رو این نهضت اسلامی بودند. رشد سیاسی خودشان را اثبات کردند. نهضت را راهنمایی کردند . شما رهبران نهضت هستید… من شما (زنان ) را به رهبر ی قبول دارم و خدمت گزار شمایم.»(۷)
هم چنین بنیان گذار انقلاب اسلامی در بخش دیگری تصریح کردند:
«ملتی که بانوانش در صف مقدم برای پیش برد مقاصد اسلامی است، آسیب نخواهد دید».(۸)
امام خمینی (ره) همواره پشتوانه ی هر مرد موفق را مادر و یا همسر دل سوز دانسته و می فرمایند:
«در نظام اسلامی، زن همان حقوقی را دارد که مرد دارد: حق رأی دادن و حق رأی گرفتن. در تمام جهاتی که مرد حق دارد، زن هم حق دارد… این که خارج از کشور منعکس کرده اند که در اسلام با زنان با خشونت رفتار می شود، امر غیر صحیح و تبلیغات باطلی است.»(۹)
رهبر کبیر انقلاب در روزهای آغازین پیروزی، اثر آفرینی زنان در جنبش های سده ی اخیر ایران را یادآور شده، آنان را به تداوم حرکت سیاسی و اجتماعی در قبال خودکامگی ها، فرا می خواند. اکنون که زمینه برای حضور زنان در عرصه های عالی مدیریت فراهم شده، باید توانایی خود را در این عرصه ها ثابت کنند.
زنان ایرانی همان قشری هستند که هیچ گاه نمی توان انسجام و حرکت آنان را در دوران انقلاب اسلامی نادیده گرفت و در واقع زحمات، تلاش ها و نقش آنان، آینده ی انقلاب اسلامی را رقم زد.
در نگاه مدیریتی و اجرایی، اصولاً جنسیت موضوعیت ندارد؛ آن چه که اصل و اساس است تدین، تعهد، کارآمدی ، سیستمی اندیشیدن و تکلیف گرایی در نظام ولایی است. در چارچوب این ویژگی های مدیریتی ، تفاوتی بین زن و مرد نیست.
در طول سال های قبل، زنان در عرصه های مدیریتی و حرفه ای حضور داشتند اما این حضور فراتر و به سوی مدیریت های ارشد پیش نرفت.
حضور پررنگ زنان در عرصه های سیاسی و اجتماعی می تواند سیاست های کلی در این رابطه را تغییر دهد تا سطوح مدیریت زنان افزایش یابد، اما در غیر این صورت و در صورت عدم قدرت کافی و توانایی زنان، شکست حضور آنان در عرصه های مدیریتی را شاهد خواهیم بود؛ شکستی که دیگر جبران نخواهد شد و شاید تا سال ها مشارکت و حضور زنان در اجتماع و سیاست را دچار خدشه و بحران کند.
اولین جرقه ی مشارکت سیاسی زنان و مردم سالاری در تاریخ سیاسی ایران، نهضت مشروطه در به سال ۱۲۸۵ شمسی باز می گردد که طی آن مقدر شد شاه، به جای حکومت ، سلطنت کند و متعاقب آن مجلس شورای ملی تشکیل شود . به این ترتیب برای نخستین بار مشارکت سیاسی مردم در امور جاری ممکلکت پذیرفته شد.
نقش زنان در پیروزی انقلاب مشروطه قابل اعتناست . اعتراضات و عمل کرد آنان در جریان فتوای «میرزای شیرازی » مبنی بر تحریم استعمال تنباکو و در اعتراض به اعطای امتیاز به رویتر در اواخر حکومت قاجار، بارها از سوی صاحب نظران سیاسی مورد تحسین واقع شده است. اما متأسفانه پس از پیروزی مشروطه خواهان و به هنگام تدوین اولین قانون اساسی کشور و اعطای حق رأی به مردم، حقوق سیاسی زنان نادیده گرفته شد و این گروه از جامعه در ردیف صغیران، ورشکستگان ، مرتکبین قتل و سرقت و… قرار گرفتند و از حق رأی محروم شدند. (قانون انتخابات مجلس شورای ملی مصوب ۲۹ مهر ۱۲۹۰ شمسی)
با روی کار آمدن سلسله ی پهلوی، موج تجدد گرایی هم آغاز می شود اما نهادهای دموکراتیک به دلیل تضاد منافع با شخص شاه، مجال رشد و توسعه نیافتند . در واقع تجدد گرایی زمان پهلوی را می توان فاقد پشتوانه های نهادی دانست و از آن به نوعی ژست غرب گرایانه تعبیر کرد.
در همین زمان، بحران حقوق زن نخستین بار خود را عیان کرد، به طوری که در جریان روی داد کشف حجاب در هفده دی ۱۳۱۴ شمسی، بخش وسیعی از زنان ایران به طرف داری از مراجع و علمای دینی با این روی داد اجباری مخالفت کردند. در واقع طی دوره ی سلطنت پهلوی اول، زنان هم چنان از حقوق انسانی خود محروم مانده و هم پای صغار و مجانین از مشارکت سیاسی محروم بودند. با وجود این، برخی نویسندگان غربی کوشیده اند این طور وانمود کنند که در دوره ی رضاخان حضور روزافزون زنان در فعالیت های ملی باعث شد تا زنان با وجود این که حق رأی نداشتند به تدریج احترام خاصی در جامعه کسب کنند.
در دوره ی سلطنت محمد رضا شاه، قانون منع حق رأی زنان تا سال ۱۳۴۱ به قوت خود باقی بود. برخی مورخان معاصر عقیده دارند که اعطای حق رأی به زنان در دوره ی پهلوی دوم در ابتدای دهه چهل شمسی بیش از آن که نشانه ی اعطای آزادی سیاسی به جامعه باشد، سوء استفاده صوری از نمادهای نوگرایی بود.
این امر تنها باعث شد که برخی زنان طبقات بالا و خاص جامعه به برخی مناصب و پست های سیاسی دست یابند و رژیم، بعد از حضور همین تعداد زن در مقام های سیاسی، فرصت مناسبی برای تبلیغات عوام فریبانه و ادعای برابری حقوق زنان و مردان را به دست آورد، ولی منظور اصلی اعطای حق رأی به زنان که فراهم کردن بستر مناسب برای مشارکت عموم زنان است، هیچ گاه برآورده نشد.
اولین جای گاه حضور زنان پس از پیروزی انقلاب در عرصه ی سیاست، در مجلس شورای اسلامی بروز و ظهور یافت. درصد نمایندگان زن مجلس هر چند در ابتدای انقلاب با کاهش روبه رو بود ولی در سال های پس از آن افزایش یافت. نرخ رشد داوطلبان زن نمایندگی مجلس، طی دوره های اول تا هفتم، برابر با صد و شصت و پنج درصد بود، ضمن این که سهم زنان از داوطلبان نمایندگی مجلس هم در این دوره ها با نرخی معادل ۲۲۷/۴۸ درصد رشد هم راه بوده است.
هم چنین در دهه ی اخیر ترکیب جنسی اعضای شوراهای شهر و روستا در سراسر کشور نشان می دهد که این شوراها زمینه ی مشارکت فعال زنان را در رقابت پویا با مردان فراهم کرده اند. شمار زنانی که در این شوراها-حتی در شهرستان های کوچک-فعالند. بیان گر ایجاد زمینه ی فعالیت سیاسی برای زنان است. رشد درصد اعضای زن شوراها طی سال های هفتاد و شش تا هشتاد و دو برابر با ۷۹/۷۶ درصد بوده است.
هم چنین رشد درصد مدیران ، قانون گذاران و کارکنان عالی رتبه در بین مردان و زنان شاغل طی سال های ۱۳۵۵ تا ۱۳۸۵ تغییر چشم گیری داشته که بیان کننده ی کاهش شدید تفاوت جنسیتی موجود در عرصه ی مدیریت است، به طوری که نرخ رشد این نماگرها در سی سال اخیر برای مردان سیصد و هشتاد و نه درصد و برای زنان برابر با دو هزار و صد و هفتاد و دو درصد بوده است.
(گزارش تحول وضعیت زنان طی سال های ۵۵ تا ۸۵ از سوی مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری)
برای درک وضعیت زنان در ایران و نقش کنونی آن ها در زندگی سیاسی باید بستر تاریخی- اجتماعی آن ها را مد نظر قرار بدهیم. در این میان برخی مسائل بنیادین، مانند مقام و منزلت پیشین زن در جامعه، مجموعه ارزش ها، اعتقادها ، باورها، حضوز تاریخی مستقیم و غیر مستقیم آن ها در سیاست و نقش آن ها در تحولات اجتماعی – سیاسی گذشته به خصوص عصر پهلوی – که همگی عناصر اساسی در پدید آوردن فرهنگ سیاسی جامعه مهم هستند- از اهمیت بیش تری برخوردارند.
آگاهی از وضعیت هر پدیده ی اجتماعی بدون شناخت پیشینه ی تاریخی و عقاید و ارزش های حاکم بر جامعه میسر نیست؛ از این رو برای مطالعه ی بهتر باید نگاهی به مجموعه ی عوامل بیندازیم. کشور ایران یکی از مراکز تمدن قدیم بوده است . البته اطلاعات درباره ی وضعیت زنان در ایران ، مانند همه ی نقاط جهان کم و گاهی متناقص است. از طرفی تاریخ سیاسی زنان از تاریخ سیاسی مردان جدا نیست و همه حول محور پادشاهان نوشته شده است. بنابراین، درک شرایط توده ی مردم مشکل است. با این حال، در حد توان به نکاتی توجه می کنیم.
بر اساس داده های حاصل از سنگ نوشته ها و متون مذهبی، می توان گفت که موقعیت و حرمت زنان در ایران به نسبت سایر ممالک هم عصر خود بهتر بوده است.
زمانی که در یونان قدیم زنان حتی شهروند هم به حساب نمی آمدند؛ در ایران، پادشاهی هما و جنگ های گردآفرید ، جزیی از تاریخ نوشته شده ی ماست. زمانی که اعراب دختران خود را زنده به گور می کردند، در ایران دختران خسرو پرویز ، آذردخت و پوران دوخت فرمان روایی می کردند. در دوران بربریت مطلق اروپای شمالی، زنان مسلمان ایرانی مانند ریحانه، دختر حسین خوارزمی ، تحصیل علم نجوم و سیاست می کرد و به تدریس اشتغال داشت. به عنوان یک اصل کلی می توان گفت که اصولاً نوسانات مدارج حقوقی و مقام زن در هر دوره به مقتضیات زمان و وضعیت محیط و نوع مناسبات اجتماعی بستگی داشته است.
با توجه به آن چه گذشت می توان به خوبی دریافت که بحث حضور زنان در عرصه ی سیاست در حقیقت به معنای مشارکت سیاسی است.
در تعریف مشارکت سیاسی آمده است: دشواری های تعریف و معنای اصطلاحی مشارکت به اندازه ای است که گاه تا حد وارونگی و تضاد پیش می رود . اولمن معناشناس معروف انگلیسی در معنای؛ معنا می نویسد «معنا رابطه ای دو جانبه بین تصویر و کلمه است…»(۱۰)
امروز مفهوم مشارکت سیاسی، دست خوش تحولات واژه ای و مفهومی عمیقی گشته است. اگر در گذشته مشارکت تنها به مفهوم دخالت دادن یا دخالت کردن مردم در امری بود ، امروزه مشارکت آن بخش از رفتار منطبق بر اراده ی متکی بر خواست فردی، جهت دخالت کردن در هر امری تعریف شده است.
مشارکت سیاسی نیز که برجسته ترین گونه ی مشارکت محسوب می شود، در واقع ورود به عرصه ی انتخاب شدن یا انتخاب کردن به منظور دخالت در تصمیم گیری و تصمیم سازی های خرد و کلان سیاسی، که با سرنوشت جامعه ارتباط دارد، است.
«مشارکت سیاسی از رأی دادن شروع می شود و در سطوح بعد شامل علاقه ی اندک به سیاست، مشارکت در بخش های سیاسی غیر رسمی، عضویت انفصالی در یک سازمان شبه سیاسی و …، جست و جوی مقام سیاسی یا اداری … ادامه می یابد».(زنجانی زاده،۱۳۶۴)
زنان نیز با عنایت به این که نیمی از جامعه ی انسانی جوامع را تشکیل می دهند ، به طور یقین می بایستی در فرایند مسائل سیاسی ، مشارکت مؤثر داشته باشند. امروزه برنامه ریزان سطوح خرد و کلان ، به اهمیت نقش زنان در پیش برد اهداف جامعه آشنا شده اند آن گونه که مشارکت زنان در فعالیت های سیاسی- اقتصادی و ایفای نقشی حساس در توسعه و نوسازی واحدهای دولت- ملت، توان کشور را برای طی گام های پیش رفت و نو گرایی ایجاد، هدایت و تکمیل می کند.
به نظر می رسد اگر با نگاهی موشکافانه به بررسی این موضوع بپردازیم و زن را به عنوان نیمی دیگر از پیکر جامعه بدانیم که در تمامی مراحل تولد، رشد، و بلوغ و شکوفایی یک جامعه حضور دارد و بایستی در ایجاد هر یک از این صحنه های تاریخی، وظایف شهروندی اش را به انجام رساند، مشارکت سیاسی برای زنان، نه تنها یک آرزو، بلکه یک وظیفه ی اجتماعی است که اگر تاکنون نیز به آن عمل نمی شده خطای بزرگی بوده است . البته زنان و جامعه هر دو در ایجاد آن سهیم بوده اند. زنان مقصرند چون وظایف خود را انجام نداده اند و جامعه نیز، از آن جهت که درخواست تکلیف از شهروندان را به حاشیه کشانده است.
بنابراین ضرورت تقویت مشارکت سیاسی زنان یک پل سرنوشت ساز برای توسعه ی اجتماعی کشور ایران محسوب می شود که هر چه زمان روی آوری به آن کندتر و شکل ایجاد آن ناقص تر باشد، تاریخ توسعه ی کشور به تأخیر می افتد آن گونه که شاید با از میان رفتن «وقت طلایی».
جبران کردن دیر و دشوار شود.
منابع:
۱. تحریم ،آیات ۱۱-۱۲.
۲. عبدالله جوادی آملی، زن در آینه جمال، ص۱۲۹-۱۳۰.
۳. (ضرب الله مثلا للذین کفروا امراه نوح وامراه لوط کانتا تحت عبدین من عبادنا صالحین فخانتا هما فلم یغنیا عنهما من الله شیئاً و قیل الداخلا النار مع اداخلین)، تحریم، آیه ۱۰.
۴. علی اکبر بابازاده ،تحلیل سیره فاطمه (ع)، ص۱۸۶، (روایت به نقل از عوالم ،ج۱۱، ص۶۰۰، شرح ابن ابی الحدید، ج۶، ص۱۲-۱۳، ج۲،ص۴۷).
۵. محمد محمدی اشتهاردی ، حضرت مهدی (عج)، فروغ تابان ولایت، ص۲۴۵.
۶. محمد جواد نوروزی ، انتظار و انسان معاصر، ص۱۸، به نقل از صحیفه امام، ج۱۶، ص۲۳۰.
۷. صحیفه امام، ج۱۰، ص۱۲۵.
۸. همان، ج۱۲، ص۷۰.
۹. همان.
۱۰. فصل نامه علوم اجتماعی، مرتضی بشیری، منزلت زن در رشد و گسترش جوامع ،ش۱۹.
نشریه ی پیام زن، شماره ۲۱۶

About صادقی

همچنین بخوانید

دلایل دعوا بین فرزندان را بدانید و رفع کنید!

زمانی که کودک راه رفتن و تکلم را می آموزد روش‌های بیان مشکلات هیجانی او …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: