Home / مقالات / زنان و مشارکت ها / مشارکت سیاسی زن

مشارکت سیاسی زن

تاریخ معاصر ایران، همواره آکنده از عطر آشنای حضور زنان در عرصه های سیاسی و اجتماعی بوده است و این حضور در مقاطعی بسیار جدی بوده و در دوره هایی، رو به ضعف نهاده است . به رغم این که در طول تاریخ، به دلایل مختلف و به واسطه فرهنگ غلط حاکم بر جوامع و نیز وجود نگرش های مختلف نسبت به زن و استثمار او، همواره حضور زن در جامعه دچار فراز و نشیب هایی بوده است و به او اجازه داده نشده که قابلیت های ذاتی خود را به نمایش بگذارد، ولی با این همه، زن هر جا که حضور پیدا کرده، توانسته است نقش اصلی و تاثیر گذار خود را به خوبی ایفا نماید .

زن یکی از ارکان جامعه است و بدون حضور او، امور جامعه، رو به انحطاط و نابودی می گذارد . خداوند متعال توانائی ها و قابلیت هایی در وجود زن قرار داده است، که بدون بهره گیری از آن ها، بقای زندگی بشری غیر ممکن خواهد بود . هر چند خداوند در خلقت انسان ها – چه زن و چه مرد – تفاوت و تبعیض قائل نشده و هر دو را مکمل یکدیگر قرار داده است، ولی متاسفانه با اشاعه فرهنگ غلط و برداشت نادرست از آن، هنوز هم خیلی ها این حقیقت را باور ندارند و زن را در مرتبه ای پائین تر از مرد قرار می دهند .

بدون تردید، در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، نسبت بذل توجه به زنان و مسائل آنان، ضمن گفتارها و نوشتارها، مطالعات انجام شده، تحقیقات به عمل آمده و عملکردهای سیاسی، اجتماعی و حقوقی در تحقق حقوق و ارتقای مقام و منزلت زنان، با هیچ دوره دیگری از تاریخ این سرزمین قابل قیاس نیست . بی شک، چنین رویکردی در کشور ما، ناشی از ارائه نمونه های عینی فعالیت سیاسی – اجتماعی زن مسلمان، به عنوان الگوست، که از آن جمله می توان به فعالیت ها و خطابه های حضرت فاطمه زهرا ( علیهاالسلام) و نیز شهادت ایشان که در واقع، نتیجه حضور و فعالیت ایشان در صحنه سیاسی – اجتماعی زمانشان بوده است و نیز به اسوه جاودانی، حضرت زینب کبری ( علیهاالسلام) در واقعه کربلا، اشاره کرد، که همگی کلمه به کلمه موضوع سخنرانی ها و رهنمودهای رهبر فقید انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره)، بوده است . ایشان همواره در مناسبت های مختلف، زنان را با حفظ قداست به حضور فعالتر و پرشورتر در صحنه های اجتماع تشویق می کردند و البته ایشان تا حدود زیادی هم ابهامات موجود در زمینه فعالیت زنان در اجتماع را برطرف نمودند .

در این مقال برآنیم تا به طور خلاصه، فعالیت های عمده زنان در عرصه سیاسی – اجتماعی را مورد بررسی قرار دهیم (خوانندگان گرامی برای مطالعه بیشتر می توانند به منابع و مآخذ، در انتهای مقاله، مراجعه کنند) .

آنچه به اسلام خصلت جاودانه بخشیده است، قابلیت تعالیم و معارف اسلامی در همسازی با بسترهای فرهنگی – اجتماعی مختلف وانطباق پذیری با ضرورت های ناشی از تحولات زمانه است . از این رو، انطباق با زمان و مکان، مفهومی فراتر از ارائه تعالیم و آموزه های ثابت دینی به زبان جدید دارد . این مفهوم، محصول فرایند اجتهادهای آگاهانه و مسؤولانه و در عین حال، روشمندی است که دین را با حفظ جوهر و ماهیت خود با ضرورت های، زمان همساز و یا با مناسبات و روابط تاریخی – اجتماعی هر عصر همنوا می کند .

تاریخ اسلامی ما عالمان و اندیشمندان بسیاری به خود دیده است که هر یک همچون خورشیدی در آسمان علم و معرفت درخشیده اند . اما تعداد معدودی از عالمان را به عنوان اصلاح گر و احیا کننده اندیشه دینی می شناسیم . ویژگی مصلحان دین، درک آگاهانه و عمیق نیازهای عصر خود و ارائه پاسخ در خور دین به این نیازها بوده است . بدون شک، چنین اقدامی تنها به پشتوانه آگاهی عمیق از معارف دینی و چیره دستی در اجتهاد روشمند از منابع وحی می تواند تحقق یابد . تحولات سریع و گسترده ابعاد اجتماعی، علمی و اقتصادی در دوره معاصر با هیچ دوره تاریخی دیگر قابل مقایسه نیست . این تحولات کلیه روابط و مناسبات فردی و اجتماعی را دستخوش تغییرات اساسی و شگرفی کرده است . تفاوت عظیم مقتضیات جامعه جدید و سؤال ها و نیازهای انسان معاصر، برخی را بدین باور رسانده است که انسان جدید در ماهیت با انسان گذشته تفاوت دارد . چه این نظر را بپذیریم و چه آن را اغراق آمیز بدانیم، در تفاوت بنیادین مناسبات فردی و اجتماعی انسان امروز و دیروز نمی توانیم تردید روا بداریم . انسان امروز، طالب حقوق و آزادی هایی است که پیشینیان هرگز به آن ها نمی اندیشیدند . حق مشارکت در اداره جامعه و حق برخورداری از دموکراسی و آزادی های سیاسی و اجتماعی از این جمله است . ممکن است آثاری از تلاش برای مطالبه این حقوق را بتوان به صورت منفرد در گزارش های تاریخی سراغ گرفت، اما امروزه مطالبه این حقوق، به صورت یک نهضت اجتماعی و خواست مشترک انسان معاصر درآمده است . این ویژگی را باید نشانه تکامل انسان و رشد و ارتقای فکری او دانست و از آن استقبال کرد . هم از این رو، مسؤولیت و رسالت دین باوران آگاه در عصر حاضر سنگین تر و حساس تر از هر دوره است . از جمله پدیده های ویژه عصر حاضر، مقوله جنبش آزادی زن است که در قرن نوزدهم به صورت یک حرکت اجتماعی در جوامع اروپایی ظهور کرده است . هر چند وجوه افراطی و انحرافی این حرکت به صورت جنبش فمنیستی خود را نشان می دهد، اما جنبش آزادی زن در اشکال سالم خود دارای مضمونی انسانی و عدالتخواهانه است .

امروزه مساله آزادی زن، همچون مشارکت سیاسی و آزادی در بیان، یکی از چالش های مهم میان اندیشه دینی و مکاتب بشری به شمار می رود . به همین دلیل، تقریبا هیچ مصلح و احیاگر دین را در عصر حاضر نمی توان یافت که به این موضوع توجه نکرده باشد .

حمایت قاطع و صریح امام خمینی (ره)، به عنوان یک مرجع دینی، از حضور زنان در صحنه های مختلف اجتماعی – سیاسی نقطه عطفی در مبحث آزادی زن از نظر اندیشه اسلامی به شمار می رود .

مطالعه مباحث سیاسی در حوزه مربوط به زن نشان می دهد که این مباحث از تحلیل وضعیت موجود زنان در غرب فراتر رفته و با استفاده از همان اصطلاحات و مفاهیم ویژه خود به بررسی وضعیت موجود زن، در کشورهای جهان سوم، به ویژه جوامع اسلامی، پرداخته اند . در مباحث مذکور، ساختار فرهنگ اسلامی و الگوهای نمونه و چارچوب مبنایی آن مورد نقد و تحلیل قرار گرفته و نظریات متعددی درباره آن مطرح شده است، اما همه تحقیقات در نهایت، در همان چارچوب مبنایی و الگوهای نمونه غربی باقی مانده است .

تداخل علوم در مباحث اجتماعی غربی موجب شده است تا موضوع (زن و سیاست) موضوع مشترک میان علوم سیاسی و مباحث مربوط به زن باشد و علی رغم تلاش هایی که در موضوع اخیر به عمل آمده تا تمایز آن از علوم سیاسی اثبات شود، این هر دو در آخرین تحلیل جزئی از منظومه علمی و معرفتی غرب به شمار می روند که بر شاخه های علمی مختلف غرب حکومت می کند . از این رو، تلاش برای عرضه دیدگاهی متفاوت از دیدگاه غرب، برای فهم وضع موجود زن در جوامع اسلامی، باید بر یک چارچوب معرفتی اسلامی بنا شود که مبنا و مرجع این وضع است و با کوشش هایی که برای ساختن علم سیاست اسلامی صورت می پذیرد، تکامل یابد . چنین نگاهی مستلزم درک تداخل علوم در مباحث اجتماعی غربی و تحلیل مفاهیم و مسائل آن براساس این پیوند متقابل است تا ارزیابی مشکلات پدید آمده در دیدگاه غربی و فراتر از آن و در نتیجه، ارائه طرحی که تمایز اسلام را از نظر صحت و صلاحیت نشان دهد، برای دیدگاه اسلامی ممکن شود .

دیدگاه اسلامی نسبت به فعالیت سیاسی زن، در دو محدوده مختلف، اهتمام می ورزد: اول محدوده امت اسلامی که زن به عنوان فردی از افراد آن در فعالیت های سیاسی اش مشارکت دارد و دوم محدوده خانواده که در دیدگاه اسلامی، دارای وظایف خانوادگی است و زن در چارچوب آن مسؤولیت های زیادی را ایفا می کند .

فهم رفتار سیاسی زن بدون توجه به تنظیم اجتماعی یک جامعه ممکن نیست و حرکت سیاسی زن در دیدگاه اسلامی، از حرکت اجتماعی تفکیک پذیر نیست . درک نکته اخیر، از مهم ترین رهیافت های فعالیت سیاسی زن در جامعه اسلامی به شمار می آید .

شعور و آگاهی، بارزترین شروط مشارکت سیاسی است، چون موجب افزایش فعالیت زن می شود . پیوند زنان به مسجد، به عنوان محور جامعه اسلامی، موجب افزایش آگاهی ها و میزان مشارکت ایشان می شود . نتیجه این امر در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ظهور تعداد زیادی صحابی زن بود که برای همگان الگو و نمونه به شمار می آمدند .

مشارکت زن در عرصه سیاسی که با صلاحیت و میزان آگاهی او مشخص می شود، با ساخت و بافت جامعه ای که در آن زندگی می کند، ارتباط دارد; زیرا در اکثر جوامع، فعالیت زن تابع عرف و سنت است . این عامل گاه فعالیت سیاسی او را محدود و گاه تسهیل می کند .

دیدگاه اسلامی عرصه های حرکت سیاسی زن در دایره امت را در میان رابطه ایمانی ارزیابی می کند اما دیدگاه غربی به این عرصه ها در دایره جامعه مدنی و در چارچوب رابطه شهروندی می نگرد به عبارت بهتر عمل سیاسی زن در نگاه اسلامی یک امانت و یک تکلیف شرعی است . اما در نگاه غربی حقی است که زنان آن را مطالبه می کنند و هدفی است که در تحقق آن می کوشند و منزلتی اجتماعی است که برای تحصیل آن عمل تلاش می شود . این امر وجه تمایز دیدگاه اسلامی از دیدگاه غربی در خصوص عرصه های فعالیت سیاسی زن است . (۱)

مطالعه ادبیات مشارکت سیاسی غربی روشن می کند که هیچ گونه اتفاق نظری در خود تعریف «مشارکت سیاسی » وجود ندارد . برخی آن را اعمال قانونی که شهروند عادی با هدف تاثیر بر هیات حاکمه و عملکرد ایشان انجام می دهد، تعریف کرده اند . در حالی که دیگران گفته اند: قانونی بودن شرط مشارکت نیست; زیرا مشارکت می تواند قانونی یا غیر قانونی، سالم یا غیر سالم باشد .

مباحث غربی برای تعریف مشارکت، معیارهای درجه بندی شده ای را به کار گرفته اند . در نتیجه، مشارکت از اهتمام به پیگیری مسائل سیاسی آغاز می شود و در درجات بعد، به حضور فعال در عرصه های سیاسی، نظیر مشارکت در فعالیت های انتخاباتی، حضور در اجتماعات سیاسی، کمک مالی به فعالیت های حزبی و بالاخره تا نامزد شدن در انتخابات و اشغال مناصب سیاسی، پیش می رود .

رای دادن بارزترین شاخصی است که در سنجش میزان مشارکت سیاسی به کار می رود . در حالی که این امر تنها یکی از چندین شاخص و میزان سنجشی است که برای نشان دادن مشارکت سیاسی وجود دارد . به علاوه شاخص مذکور، لزوما بیانگر مشارکت مختارانه و آگاهانه فرد در امور سیاسی نیست . به همین دلیل در برخی از کتاب ها، میان رای دادن اختیاری و اجباری تفکیک قائل شده اند . رای دادن اجباری گاهی به دلایل قانونی رخ می دهد; نظیر برخی کشورهای غربی که در آن ها رای ندادن، موجب مجازات های مالی معینی می شود .

به هر حال، اعتماد به شاخص میزان رای دادن، به تعریف غرب، از سیاست و پیوند آن با نهادها اعم از نهادهای حزبی یا دولتی باز می گردد . چون در تعریف غرب، هدف از عمل سیاسی همان تاثیرگذاری از طریق نهادهای سیاسی بر روند تصمیم گیری به منظور تحقق مصلحت فردی یا گروهی یا قومی است .

این امر باعث شده است که در دیدگاه غربی، رای دادن زن وسیله ای اصلی برای ایجاد تغییر در جایگاه اجتماعی و سیاسی زن و دلیلی اساسی بر مساوات قانونی زن و مرد تلقی شود .

دیدگاه غربی در آثار آن دسته از متفکران غرب که به موضوع مشارکت زن پرداخته اند، کاملا انعکاس یافته است . برخی از این افراد، عینا تعریف و شاخص های غربی را بدون کمترین ملاحظه ای در بررسی های خود پذیرفته اند و برخی دیگر هر چند کوشیده اند اشکالات تعریف غربی را در بررسی موضوع تغییر در جهان سوم آشکار کنند، اما در نهایت، همان تعریف و شاخص ها را پذیرفته اند .

نگاه اسلام به مشارکت سیاسی زن در سطح امت، با نگاه غربی به این موضوع، تفاوت دارد; زیرا نگاه غربی بر راه های تاثیر بر تصمیم گیری به منظور تعادل مصالح گروه های مختلف اجتماعی از جمله زنان با هدف استقرار نظام سیاسی تاکید دارد، در حالی که دیدگاه اسلامی، مصلحت شرعی را مناط حرکت سیاسی قرار می دهد و امت را فاعل اصلی و نهادها را ابزار تحقق این مسؤولیت می داند . از این رو، عمل سیاسی بر مدار شریعت و احکام آن و مصلحت امت می شود .

این امر به مفهوم عمل سیاسی، ابعادی متفاوت با مفهوم مشارکت سیاسی غربی دارد .

پی نوشت:

۱ – حق در فرهنگ فقه اسلامی، به اموری گفته می شود که امتیاز برای صاحب حق شمرده می شود . به گونه ای که می تواند آن را استیفا کند و مطالبه نماید; هر چند می تواند از آن چشم بپوشد و از این امتیاز صرف نظر کند .

اما تکلیف و وظیفه، اموری است که شخص مکلف، موظف است آن را انجام دهد و تخلف از آن گناه و معصیت فرمان الهی محسوب شده است .

شرکت در امور سیاسی برای مردان و زنان، یک تکلیف همگانی است که باید انجام پذیرد; نه یک حق که فرد، طلبکارانه بخواهد آن را استیفا کرده و به دست آورد .

منابع و مآخذ:

۱ – زین العابدین قربانی و دیگران، زن و انتخابات .

۲ – مهندس محمد جواد شیخ الاسلامی، سیاست و دین گرایی در اسلام .

۳ – مرکز امور مشارکت زنان، زن و مشارکت سیاسی – اجتماعی .

۴ – دکتر هبدرئوف، مشارکت سیاسی زن

About صادقی

Check Also

بعد از دعوا با همسرمان چه کار کنیم؟

دعوا بین زن و شوهر در روابط خانوادگی یکی از شیرینی های جدا نشدنی هر …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: