صفحه اصلی >> اخبار >> گفتگو با: بانوی کار آفرینی شغل خود را برای آرامش دخترش از دست داد

گفتگو با: بانوی کار آفرینی شغل خود را برای آرامش دخترش از دست داد

بانوی کارآفرین نمونه دامغانی گفت: در سال ۸۳ استخدام فنی و حرفه ای شدم و نامم برای استخدام به آموزش و پرورش رد شده بود اما من به خاطر تولد بچه ام رد کردم.

تاملی بر زندگی بانوی کارآفرین دامغانی ، ما را به این نتیجه می رساند که بانویی که علاقه به کار بیرون از خانه دارد باید ابتدا به خانواده ی خود توجه کند چرا که از دیدگاه وی خانواده اصل است و دیگر کارها در فرع زندگی قرار دارد.

گفتگوی زیر صحبت های مریم عسگری مایانی با خبرنگار شاخه ی طوبی است.

خودتان رو مختصری معرفی کنید:

 متولد سال ۶۴ هستم. از زمانی که ۱۲ سالم بود کلاس های تابستانی ام همه کامپیوتر بود. آن زمان هر که به من می گفت چه کلاسی می روی می گفتم کامپیوتر.

در کدام مدرسه درس خواندید؟

 در مدرسه نمونه مردمی هدف دامغان درس خواندم و به قدری درسم خوب بود که همه فکر می کردند رشته ی ریاضی یا تجربی را برای ادامه تحصیل انتخاب می کنم؛ اما من به رشته های فنی علاقه داشتم تا هم درس بخوانم و هم کار کنم.

متاسفانه دامغان در آن زمان دبیرستان فنی و حرفه ای نداشت و من با معدل بالای ۱۸ و مدرسه نمونه مردمی به هنرستان کار و دانش رفتم.

کسی به شما نگفت چرا با این معدل به کار و دانش می روید؟

 وقتی من کار و دانش را انتخاب کردم و به مدرسه برای ثبت نام رفتم مدیر مدرسه گفت: تو برای چی آمدی؟

گفتم من دوست دارم رشته ی کامپیوتر را از الان بخوانم چرا که خسته شدم از این که تمام تابستان هایم را به کلاس کامپیوتر گذراندم

بعد از انتخاب این رشته آیا در این رشته موفق بودید؟

من رشته ی کامپیوتر را انتخاب کردم و سال سوم در المپیاد کامپیوتر مقام اول را کسب کردم و در کنکور هم   رتبه ۴ را به دست آوردم.

اما به دلیل محدودیت هایی که داشتم دانشکده فنی سمنان را انتخاب  و به تحصیل پرداختم.

شما چه زمانی ازدواج کردید؟

من در ترم ۳ که حدود ۱۹ یا ۲۰ سال داشتم ازدواج کردم

کارتان را از چه زمانی شروع کردید؟

من از همان زمان به خاطر رتبه و المپیادم تدریس می کردم. در همان زمان بود که تازه ویندوز آمده بود و ICDLضمن خدمت همه ارگان ها و فرهنگیان شده بود. من، با استادم آقای علیرضا شجاعی نیا تدریس کردم و ایشان مرا تشویق می کرد و همین باعث شد علاقمند تر شوم و در پژوهش سرای دامغان تدریس خود را شروع کردم.

ترم ۴ متاهل و در خانه ی خودم بودم و هم کار می کردم و هم به مسائل مربوط به کامپیوتر می پرداختم.

در ۱۹ سالگی در خواست استخدام کتابخانه ملی در تهران برایم آمد اما من به دلیل این که ازدواج کرده بودم و کار همسرم در دامغان بود و زندگی خودم هم در دامغان بود نرفتم و آن را رد کردم.

در ۲۱ سالگی  در روز در ۳ مکان مشغول به کار بودم؛ صبح قسمت بایگانی آموزش و پرورش را الکترونیکی می کردیم. در موسسه دیگر کار تدریس را داشتم و تا ۸ شب در مکانی دیگر مشغول به کارکامپیوتری بودم و دقیقا ۸ صبح تا ۸ شب را کار می کردم.

در سال ۸۳ استخدام فنی و حرفه ای شدم  و نامم برای استخدام به آموزش و پرورش رد شده بود اما من به خاطر تولد بچه ام رد کردم.

دو سال کامل در اختیار بچه ام بودم و با آرامش به وی شیر دادم و هیچ وقت حسرت رد کردن درخواست ها را نخوردم چرا که فرزندم با آرامش شیر خورد. برای من اولویت بچه ام بیشتر از کار بود و بدون دغدغه به وی رسیدم.

وقتی دخترم ۳ ساله شد دوباره با کمک خدا ومادر و همسرم شروع به درس خواندن کردم و در طی تحصیل هم دانشجوی برتر بودم.

پس از تحصیل وقتی فرزندم به پیش دبستانی کار کردن در بیرون از خانه را از سر گرفتم. با یکی از دوستان که صحبت می کردیم گفت اگر شما فکر می کنید که پتانسیل کار را دارید مجتمع شهید شاهچراغی را بگیرید و کار خودتان را شروع کنید.

هیچ کس فکر نمی کرد که این مجتمع راه بیفتد چرا که چندین بار این مجموعه دست به دست چرخیده بود و همه بعد از یک ماه  تا سه ماه آن را رها کرده و می رفتند.

 بعد از آن که پیگیری کردم و رفتم اداره و این مجموعه را در دست گرفتم.

حدود ۶ ماه اول خودم هم نمی دانستم چه کار کنم چرا که سیستم ها و نرم افزارهایش از رده خارج شده و شبکه آن به هم ریخته بود.

با تلاش چند تا از بچه های دانشگاه آقای حسن آبادی و محمودزادهسیستم ها را دوباره بروزرسانی کردیم و کار را با آنها شروع کردیم.

کل این اتفاقاتی که در بالا برای شما تعریف کردم شیوه ی آشنایی من با علم کامپیوتر بود؛ البته لازم به ذکر است رشته ی کامپیوتر همیشه در حال تغییر است و اگر مدتی از آن دور باشید همه چیز تغییر می کندو باید همه را از صفر شروع کنید.

من زمانی که از کار با کامپیوتر دور و از این علم عقب افتاده بودم و با کمک بچه های دانشگاه هنر و بچه های دانشگاه خودمان دوباره به روز شدم و با تبادل اطلاعات و کار کردن دوباره خود را به این دنیا وارد کردم.

در تجربه ای که من کسب کرده بودم دانشجویان دانشگاه ها کار را بلد بودند اما محیط کاری را نمی شناختند و این اتفاق در همه دوران هست  به همین دلیل من مجتمع را گرفتم و بچه ها را جمع و کار را به آنها معرفی کردم.

با این کار من یک تیر و دو نشان اتفاق افتاد: یکی این که مجتمع دوباره احیا شد و دوم این که  عده ای از بچه های دانشجو توانستند به بازار کار امیدوار شوند و استعداد های آنها در استان شناخته شود.

جالب است که با این که  مسئول اصلی اینجا شخص دیگری است و ما هیچ چیز امضا کرده ای برای داشتن این مجموعه نداریم همه مسئولین ارشاد استان مرا به عنوان مسئول می شناسند.

شما برای این که مجموعه مستقیم به دست خود شما بیفتد کاری نکرده اید؟

از طریق شبکه ملی فرهنگ در حال ارتباط هستیم تا رایزنی های لازم و کارهای قانونی آن را انجام دهیم تا مجموعه به دست خودمان بیاید.

اوضاع مالی شما چگونه است؟

بنده کارآفرین هستم و با امکاناتی که راکد بوده و از شبکه ملی فرهنگ آمده کاری را شروع کرده ایم و نه بیمه شده ایم و نه کارمندیم؛ بلکه خودمان سفارش کار می گیریم و کار می کنیم و هزینه های خود را تأمین می کنیم.

البته این امکانات زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد حمایت می شود

همسر شما با کار کردن شما مشکلی ندارد؟

من قبل از بارداری هم از ۸ صبح تا ۸ شب کار می کردم و همسرم از ابتدا من را همین گونه دیده بود و چون خود نیز انسان پر مشغله ای می باشد چرا که برق خوانده و در کارخانه ای تکنسین است و تنها دوست دارد زمانی که در خانه هست حضور داشته باشم که ساعت حضور او در خانه ۹شب تا ۶ صبح است و من این زمان را در منزل هستم.

ما همیشه مشکلات زندگی مان را با خنده حل کرده ایم.

ساعت کاری خودتان چه ساعتی است؟

ساعت کاری من ۸ تا ۱۳ و ۱۶ تا۲۰  است و ظهرها را هم به خانه می آیم تا ناهار را با فرزندم بخورم و با او باشم تا نیازهای او را برآورده کنم.

دخترتان از این که سرکار می روید اذیت نمی شود؟

من اگر تا ۹ شب هم سر کار باشم دخترم به دلیل این که در منزل مادربزرگش هست اذیت نمی شود و وقتی من به خانه می روم بعد از شام حتی اگر ۱۱ شب هم باشد با او خوش می گذرانم. و طوری برنامه ریزی می کنم که همسر و دخترم از نبود من اذیت نشوند.

و اگر روزی در هر جایی از موفقیت کاری ام باشم که همسر ودخترم از نبود و کار من ناراضی باشند من کارم را به کنار می گذارم و به کانون خانواده بر می گردم چرا که اولویتم خانواده من است.

کار کردن زن بیرون از خانه تا چه حد مناسب است؟

من این را می دانم که خانواده ارزشش بالاتر از هر چیزی است.

درست است که کار در بیرون از خانه سبب می شود که یک زن تعاملات اجتماعی اش بالا می رود و دید تو نسبت به جامعه عوض می شود و با نگاه هایی که در جامعه هست آشنا می شوی و این خوب است تا زمانی که به خانواده ات آسیبی وارد نشود.

و اگر خانواده ای در معرض خطر قرار گرفت باید این فعالیت تمام شود چرا که دیگر هیچ حاصلی ندارد و اگر یک زن نتواند این قضیه را مدیریت کند بهتراست که به سر کار نرود.

مدیریت یک زن مسئله ی بسیار مهمی است و باید اول دل خانواده را به دست آورد و بعد به کار و موفقیت در آن فکر کرد.

کار و روزی همیشه هست اما سلامت جسم و روح بچه در زندگی همیشه تأمین نمی شود و نمی توان این دوران را برگرداند.

کسی اگر جویای کار باشد می تواند به شما مراجعه کند؟

بسیار استقبال می کنم و او را راهنمایی هم می کنم. من به قدری به بچه ها مشاوره داده ام که اگر دفتر مشاوره می زدم میلیاردر بودم. البته لازم به ذکر است که شهر دامغان ، شهر کوچکی است و هر کاری را نمی توان در آن انجام داد و متقاضی برای کار بسیار است.اما در حد توان به کسانی که جویای کار باشند راه را نشان خواهم داد.

About صادقی

همچنین بخوانید

استان سمنان در منطقه شمال و شرق جمعیت بانوان فرهیخته کشور دسته بندی شد

رئیس جمعیت بانوان فرهیخته دینی استان سمنان، گفت: در تقسیم  بندی مجدد منطقه ای جمعیت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: