سرای کرامت

خداوند متعال برانسان منت نهاده واورا برخوردار از ویژگیهایی نموده که دیگر موجودات ازآن برخوردار نیستند .

انسان امتیازات  وبرتری فراوانی بر مخلوقات دیگر دارد که هر یک از دیگری جالب‌تر و والاتر است و روح انسان علاوه بر امتیاز جسمی مجموعه‌ای است از استعدادهای عالی و توانایی بسیار برای پیمودن مسیر تکامل به طور نامحدود،تنها موجودی  است که از نیروهای مختلف، مادی و معنوی، جسمانی و روحانی تشکیل شده و در لابلای تضادها می‌تواند پرورش پیدا کند و استعداد تکامل و پیشروی نامحدودرا دارد.در این نوشتار برآنیم تا اشاره ای به بعضی از این امتیازات ازجمله کرامت داشته باشیم.

 

امتیازات انسان بر سایر موجودات

۱-انسان خلیفه الهی

خداوندروزی که خواست  انسان را بیافریند، اراده‌ی خویش را به فرشتگان اعلام کرد. آنها گفتند: آیا موجودی می‌آفرینی که در زمین تباهی  کند و خون بریزد؟ فرمود: من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید.بقره ایه ۳۰

وهمچنین درقرآن کریم امده«اوست که شما انسان‌ها را جانشین‌های خود در زمین قرار داده تا شما را در مورد سرمایه‌هایی که داده است در معرض آزمایش قرار دهد-انعام ۱۶۵.»

  1. ظرفیّت علمی انسان

بزرگترین ظرفیت‌هایی  که یک مخلوق ممکن است داشته باشد حکمت ودانش است:

درقرآن کریم امده «تمام اسماء را به آدم آموخت (او را به همه‌ی حقایق آشنا ساخت)، آنگاه از فرشتگان پرسید: نام‌های اینها را بگویید چیست. گفتند: ما جز آنچه تو مستقیماً به ما آموخته‌ای نمی‌دانیم  خدا به آدم فرمود: ای آدم! تو به اینها بیاموز و اینها را آگاهی ده. همین که آدم فرشتگان را آموزانید و آگاهی داد، خدا به فرشتگان گفت: نگفتم که من از نهان‌های آسمان و زمین آگاهم (می‌دانم چیزی را که حتماً نمی‌دانید) و هم می‌دانم آنچه را شما اظهار می‌کنید و آنچه را پنهان می‌دارید»بقره ۳۱-۳۲

  1. او فطرتی خدا آشنا دارد

انسان به خدای خویش در عمق وجدان خویش آگاهی دارد

درقرآن کریم امده «هنوز که فرزندان آدم در پشت پدران خویش بوده خداوندآنها را بر وجود خویش گواه گرفت و آنها گواهی دادند.»اعراف ۱۷۲

ودر جای دیگر می فرماید«چهره‌ی خود را به سوی دین نگه‌دار، همان که سرشت خدایی است و همه‌ی مردم را بر آن سرشته است.»روم ۴۳

  1. امانتدار خداست .

او دارای رسالت و شخصیتی مسئولیت داراست از او خواسته شده است با کار و ابتکار خود زمین را آباد سازد و با انتخاب خود یکی از دو راه سعادت و شقاوت را اختیار کند:

درقرآن کریم امده «همانا امانت خویش را بر آسمان و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم، همه از پذیرش آن امتناع ورزیدند و از قبول آن ترسیدند، اما انسان بار امانت را به دوش کشید و آن را پذیرفت.احزاب ۷۲…»

وهمچنین درقرآن کریم امده «ما انسان را از نطفه‌ای مرکب و ممزوج آفریدیم تا او را مورد آزمایش قرار دهیم، پس او را شنوا و بینا قرار دادیم، همانا راه را به او نمودیم، او خود یا سپاسگزار است و یا کافر نعمت (یا راه راست را که نمودیم خواهد رفت و به سعادت خواهد رسید و یا کفران نعمت کرده، منحرف می‌گردددهر ۲و ۳ .)»

  1. او از وجدانی اخلاقی برخوردار است:

به حکم الهامی فطری، زشت و زیبا را درک می‌کند درقرآن کریم امده:

«سوگند به نفس انسان و اعتدال آن، که ناپاکی‌ها و پاکی‌ها را به او الهام کردشمس ۸و ۹.»

  1. او جز با یاد خدا با چیز دیگر آرام نمی‌گیرد.

خواست‌های او بی‌نهایت است، به هر چه برسد از آن سیر و دلزده می‌شود مگر آنکه به ذات بی‌حدّ و نهایت (خدا) بپیوندد  درقرآن کریم امده«همانا تنها با یاد او دلها آرام می‌گیردرعد ۲۸.»

وهمچنین درجای دیگر می فرماید: «ای انسان! تو به سوی پروردگار خویش بسیار کوشنده هستی و عاقبت او را دیدار خواهی کرد.انشقاق ۶»

۷.او را برای این آفرید که تنها خدای خویش را پرستش کند و فرمان او را بپذیرد. پس او وظیفه‌اش اطاعت امر خداست:

درقرآن کریم امده «همانا جنّ و انس را نیافریدیم مگر برای اینکه مرا پرستش کنند.زاریات ۵۶»

  1. او جز در راه پرستش خدای خویش و جز با یاد او خود را نمی‌یابد، و اگر خدای خویش را فراموش کند خود را فراموش می‌کند و نمی‌داند که کیست و برای چیست و چه باید کند و کجا باید برود:

قرآن کریم می فرماید «همانا از آن ها مباشید که خدا را فراموش کردند و خداوند، خودشان را از یاد خودشان برد.حشر ۱۹ »

۹.او از یک کرامت ذاتی و شرافت ذاتی برخوردار است؛ خدا او را بر بسیاری از مخلوقات خویش برتری داده است. او آنگاه خویشتن واقعی خود را درک و احساس می‌کند که این کرامت و شرافت را در خود درک کند و خود را برتر از پستی‌ها و دنائت‌ها و اسارت‌ها و شهوت‌رانی‌ها بشمارد

خداوند متعال  انسان را به این ویژگی  یعنی کزامت نفس   مفتخر نموده است  تا در سایه آن به کمالات واوصاف الهی  دست یابد.

« لقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و  رزقناهم من الطیبات و فضلناهم کثیرا ممن خلقنا تفضیلا

« ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنها را در خشکی و در دریا (بر مرکب‌ها) حمل کردیم و از انواع روزی‌های پاکیزه به انها روزی دادیم و بر بسیاری از مخلوقات خود برتری دادیم»اسرا ایه ۷۰

علامه طباطبائی (ره) می‌فرماید: «مراد از تکریم، اختصاص دادن چیزی است به عنایت خاص و برتری دادن اوست با امتیازی که مختص آن موجود است و در دیگران یافت نمی‌شود، پس ما انسان را گرامی داشتیم یعنی دارای کرامت نفس قرار دادیم و اما معنای اینکه انسان را برتری دادیم، معنای اضافی است یعنی عطا و عنایت بیشتری به او نمودیم، نسبت به دیگر موجودات، همان عاقل بودن، و صاحب عقل بودن اوست و اما برتری که دارد در تمام اوصاف و احوالی است که در موجودات دیگر هم وجود دارد، ولی در انسان بیشر و قوی‌تر است. این مسئله آنگاه روشن می‌شود که ما کارهای انسان را در خوردن و نوشیدن و لباس ساخت خانه‌ها و مسئله ازدواج و آنچه از نظم و دور اندیشی که در انسانها دیده وسائل پیشرفته که هر روز به کار می‌گیرد و… با کارهای دیگر موجودات از حیوانات و گیاهان و غیرش مقایسه کنیم می‌بینیم وجود کارهای فوق و رفتارهایی که ذکر شد در موجودات دیگر بسیار ساده و ابتدائی است آن هم بدون تغییر و تحوّل. ولی انسان در تمام کمالات خودش به اوج رسیده است و همچنان به پیش می‌تازد.» گرامی داشتن انسان از طرف خداوند به این است که به او فقط از موجودات زمینی عقل عنایت نموده است که می‌تواندحق را بشناسد از باطل و خیر را از شر و… و مسئله نطق و اندام موزون، وجود انگشتان و… که مفسّران گفته‌اند از باب تمثیل است که بعضی از آنها از متفرعات عقل می‌باشد، مثل قدرت بر سخن گفتن و نطق و نوشتن خط و تسلّط موجودات دیگر و بعضی از آنها از مصداق‌های برتری است نه گرامی داشتن.

معنای لغوی کرامت

واژه کرامت در لغت به معنای بزرگواری ونزاهت ازپستی و برخورداری از اعتلای روحی است .

 

انسان دارای کرامت ذاتی است وخداوند آن را به وی بخشیده واورا بر اساس کرامت تربیت می کند :«تبارک اسم ربک ذی الجلال والاکرام ».الرحمان ۷۸

خداوند کریم معلم انسانها به دست سفرای کریم برنامه خود را فرستاده :«بایدی سفره کرام برره»عبس ایه ۱۵-۱۶

یعنی وحی الهی  که خود کریم است ازمجرای کرامت عبور کرده وبه انسان رسیده

وانسان کاملی که آنرا تحویل گرفته اوهم کریم است «انه  لقول رسول کریم»سوره تکویر ایه ۱۹

واین شاهد قطعی است بر اینکه خدای متعال انسانها را همانند فرشته ها به مقام والای کرامت می رساند . لذا برنامه انبیا تکریم انسانهاست .ورسالتشان رساندن نفوس آدمیان  به کرامت است .

وراه ورسم کریمان را خداوند متعال در سوره فرقان آیات ۶۳تا ۷۲ بیان می کند:

وبندگان خودای رحمان، کسانی اند که در زمین با فروتنی ونرمی راه می روند وو هر گاه مردم جاهل به انان خطاب و عتاب کنند با سلامت نفس و زبان خوش جواب دهند و انان هستند که شب را به سجده و قیام نماز برای رضای خدا روز کنند و روز را به نیکی با خلق به شب ارند و انان هستند که دایم به دعا تضرع گویند پروردگارا عذاب جهنم را از ما برگردان زیرا عذاب جهنم سخت مهلک و دائمی است که انجا بسیار بد قرار گاه وبد  منزلگاهی است  و انان هستندکه هنگام انفاق به مسکینان اسراف نکرده و بخل هم نورزند و بلکه در احسان میانه رو و معتدل باشند و مومنان انان هستند که با خدای یکتا کسی را شریک نمی خوانند و نفس محترمی را که خدا حرام کرده به قتل نمی رسانند مگر به حق و هرگز گرد عمل زنا نمی گردند که هرکه این عمل را کند کیفرش را خواهد یافت و عذابش در قیامت مضائف شود و با ذلت و خواری در دوزخ مخلد گردد مگر ان کسانی که از گناه توبه کنند و با ایمان به خدا عمل صالح بجای ارند پس خدا گناهان انها را به ثواب مبدل گرداند که خداوند در حق بندگان بسیار امرزنده و مهربان است و هرکس توبه کند و نیکو کار شود البته توبه اش به در گاه  قبول خواهد رسید و انان هستند که به نا حق شهادت ندهند و هر گاه به عمل لغوی از مردم هرزه گذرند بزرگوارانه از ان درگذرند….»

راه کرامت

راه کرامت در اطاعت خداست .

امام صادق ع] فرمود:الکرامه فی طاعته ،والهوان فی معصیته »

کرامت حقیقی در فرمانبرداری خداست.مصباح الشریعه ص۹۶ و بحارالانوار جلد  ۸۵ صفحه ۳۰۸

بنا بر آنچه گفته شد، از نظر قرآن انسان موجودی است برگزیده از طرف خداوند، خلیفه و جانشین او در زمین، نیمه ملکوتی و نیمه مادی، دارای فطرتی خدا آشنا، آزاد، مستقل، امانتدار خدا و مسئول خویشتن و جهان، مسلط بر طبیعت و زمین و آسمان، ملهّم به خیر و شرّ، وجودش از ضعف و ناتوانی آغاز می‌شود و به سوی قوّت و کمال سیر می‌کند و بالا می‌رود اما جز در بارگاه الهی و جز با یاد او آرام نمی‌گیرد، ظرفیّت علمی و عملی‌اش نامحدود است، از شرافت و کرامتی ذاتی برخوردار است، احیاناً انگیزه‌هایش هیچ گونه رنگ مادی و طبیعی ندارد، حق بهره گیری مشروع از نعمت‌های خدا به او داده شده است ولی در برابر خدای خودش وظیفه‌دار است.

سکینه عرب

استاد دانشکده فنی و حرفه ای دختران شاهرود و پیام نور شاهرود

About صادقی

همچنین بخوانید

مقاله ۹ دی مبتنی بر خطبه ۵۰ نهج البلاغه( نویسنده: سرکار خانم نفیسه احمدی)

بعد از پایان جنگ صفین و ماجرای حکمیت در سال ۳۸ هجری امیر المومنین در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: